![]() |
![]() |
|
|
برگهايي که مرا برگ اميدي بودند دانه دانه همه ريخت نيمي خواب، نيمي بيدار،نيمي انسان، نيمي
فرشته ام و همواره از تو نوشته ام. گريه ها و خنده ها، بالهاي پرنده ها، هرچه بود و هر چه هست، لحظه هاي بي شکست ، قصه هاي واپسين، عشقهاي آتشين ، آفتاب و آسمان و قلبهاي مهربان جلوه اي از حضور توست. نيمي آواز، نيمي سکوت، نيمي نور و نيمي سوت و کورم و همواره از تو دورم. به رنگين کمان که مي نگرم به عطرهاي بيکران که دست مي زنم ، از تو دورتر مي شوم به جاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن. به جاي سيله اشکي که فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برام مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 14:36 توسط داوود |
|
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام غشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لب ریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوستش داری چقر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر اوار غرورش همه مجودت له شده چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوستش داری چقدر سخته گل ارزو ها تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:12 توسط داوود |
|
|
-
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 13:39 توسط داوود |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 14:9 توسط داوود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
عمه شیرین در اسمان دلم ودلت مرجان بهانه زندگابی سما ایا کسی هست ما رو یاری کند بهشت رزیتا جون فاصله×شنگول و منگول پیمان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|