![]() |
![]() |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:17 توسط داوود |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:6 توسط داوود |
|
|
ماه را خاكستري زمين را بر عكس مي بيني چشم هايت را بسته اي ستاره مي خواني، دستت كه به ابرها نمي رسد از تنهايي خودت آواز مي چيني، كاش كمي هم گول انگورها را مي خوردي تا بداني فريب هم گاهي شيرين است
حاضر شدم به میکده تا باده سر کشم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 14:11 توسط داوود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
عمه شیرین در اسمان دلم ودلت مرجان بهانه زندگابی سما ایا کسی هست ما رو یاری کند بهشت رزیتا جون فاصله×شنگول و منگول پیمان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|